داستان و رمان

حکایت های آموزنده اخلاقی کوتاه از بزرگان

حکایت های آموزنده اخلاقی کوتاه از بزرگان

حکایت های آموزنده اخلاقی کوتاه از بزرگان سعدی در بیان حکایتی می گوید: موسی علیه السلام ، درویشی را دید از برهنگی به ریگ اندر شده. گفت: ای موسی! دعا کن تا خدا عزوجل مرا کفافی دهد که از بی طاقتی به جان آمدم. موسی دعا کرد و برفت. پس از چند روز که از مناجات باز آمد، مرد را دید گرفتار و خلقی انبوه برو گرد آمده. گفت: این چه حالت است؟ گفتند: خمر خورده و عربده کرده و کسی را کشته. اکنون به قصاص فرموده اند. «وَلَوْ بَسَطَ اللّه ُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ ...

ادامه مطلب

داستان های کوتاه طنز و خنده دار باحال و خواندنی

داستان های کوتاه طنز و خنده دار باحال و خواندنی

داستان های کوتاه طنز و خنده دار باحال و خواندنی داستانهای خنده دار داستان پرواز در اسمانها مردی که خیال می کرد دانشمند است و در نجوم تبحری دارد یک روز رو به ملا کرد و گفت: خجالت نمی کشی خود را مسخره مردم نموده ای و همه تو را دست می اندازند در صورتیکه من دانشمند هستم و هر شب در آفاق و انفس سیر می کنم. ملا گفت : ایا در این سفرها چیز نرمی به صورتت نخورده است؟ دانشمند گفت :اتقاقا چرا؟ ملا با تمسخر پاسخ داد: درست است همان چیز نرم دم الاغ من بوده ...

ادامه مطلب

مجموعه متن های ادبی کوتاه و زیبا

مجموعه متن های ادبی کوتاه و زیبا

مجموعه متن های ادبی کوتاه و زیبا متن ادبی کوتاه ، متن ادبی احساسی گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی… گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی … گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات… گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که… گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای گوشه ترین گوشه ای…! که می شناسی بنشینی و”فقط” نگاه کنی… گاهی چقدر دلت ...

ادامه مطلب